گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۳۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم

تا شیشه به بالین نبود خواب نداریم

تا بوسه چند از لب پیمانه نگیریم

چون شیشه خالی به جگر آب نداریم

در روز حریفان دگر باده گسارند

ماییم که می در شب مهتاب نداریم

از حادثه لرزند به خود قصر نشینان

ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم

از حادثه لرزند به خود قصر نشینان

ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم

از نقش تو فانوس خیالی شده هر چشم

چون شمع عجب نیست اگر خواب نداریم

در دایره بی سببی نقطه محویم

هرگز خبر از عالم اسباب نداریم

آیینه ما گرد تعلق نپذیرد

ما چشم به خاکستر سنجاب نداریم

گرگان به سمورند نهان تا به گریبان

ما بی دهنان طالع سنجاب نداریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مینا* نوشته:

دوست عزیز چرا یک بیت تکرار شده؟!…

Hasantoohyd نوشته:

البته که احتمالا منظور نگارنده تاکید بر این بیت بوده ویا شاید هم از این بیت چندی بیشتر دل خوشنود گردیده است
در هرصورت گنجور عزیز از تصحیح و پاک نمودن این بیت ما را دل شاد بفرمایید
باشد تا آیندگان از این بیت تکراری رنج نبرند

حامد نوشته:

ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
این مصرع از شعر اشاره ی خیلی خوبی به حال و احوال این روزهای مردمانی میکنه که تو برخی از این بانک ها پول شون رو نمی تونن بکش بیرون و نگران و مضظربن

علی نوشته:

طالع سنجاب و کلا معنی سنجاب اینجا کنایه از چی هست

کانال رسمی گنجور در تلگرام