گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۳۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما طالع جمعیت اسباب نداریم

روزی که هوا هست می ناب نداریم

روی دل ما در حرم کعبه بود فرش

در ظاهر اگر روی به محراب نداریم

فریاد که از گردش بیهوده درین بحر

جز خار و خسی چند چو گرداب نداریم

آه قدر انداز به فرمان دل ماست

در قبضه اگر تیغ سیه تاب نداریم

قانع به هواداری دریا چو حبابیم

ما حوصله گوهر سیراب نداریم

چون ماهی لب بسته درین بحر پر آشوب

اندیشه ز گیرایی قلاب نداریم

کفران بود از فتنه خوابیده شکایت

ما شکوه ای از بخت گرانخواب نداریم

آن بلبل مستیم درین باغچه صائب

کز شور محبت خبر از خواب نداریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام