گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۳۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا سر به گریبان تماشا نکشیدیم

در دامن فردوس برین وا نکشیدیم

در دیده ما دام تماشای دو عالم

زان است که گردن به تماشا نکشیدیم

مردی نبود خاطر اطفال شکستن

ما رخت ز معموره به صحرا نکشیدیم

در غورگی از سلسله تاک بریدیم

خود را به پریخانه مینا نکشیدیم

چون شبنم گل چشم چراندیم و گذشتیم

یک چاشت درین سبز چمن وا نکشیدیم

آسوده نگشتیم ز وسواس مداوا

تا دست خود از دست مسیحا نکشیدیم

شیرین سخنان را نگرفتیم سر گوش

تا همچو گهر تلخی دریا نکشیدیم

در دامن ما صد گل بی خار فرو ریخت

آن خار که از آبله پا نکشیدیم

صائب نکشیدند ز ما دست حریفان

تا دست ز معشوقه دنیا نکشیدیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام