گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۲۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سررشته مهر از می بیباک بریدیم

بی دردسر از سلسله تاک بریدیم

چون طفل یتیمی که ببرند ز شیرش

از دختر رز این دل غمناک بریدیم

تا چند به یک حال کسی را نگذارند؟

از باده گذشتیم (و) ز تریاک بریدیم

در سینه ز غیرت قدم آه شکستیم

سر رشته پیوند ز افلاک بریدیم

این گریه تلخ (و) رخ کاهی ثمر (چیست)

نه رنگ شراب و نه رگ تاک بریدیم

بر دوش نیفکنده به تاراج فنا رفت

هر جامه که از اطلس افلاک بریدیم

بس گریه افسوس که دنباله رو اوست

در غورگی این خوشه که از تاک بریدیم

از عشق گسستیم به صد خامی آغاز

صائب چه عبث خوشه ای از تاک بریدیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام