گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۱۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیم

یک رشته درین غمکده جز آه نرشتیم

چون آبله در زیر قدم راهروان را

بردیم بسر عمری و هموار نگشتیم

با گرمروی چون جرس از ناله شبگیر

یک خفته درین بادیه بر جای نهشتیم

از دانه ناگشته چه امید توان داشت؟

افسوس بود حاصل تخمی که نکشتیم

نقصان نکند هیچ کس از جود و سخاوت

در خوشه رسیدیم گر از دانه گذشتیم

از بوته به سیم و زر خالص نرسد نقص

با ما چه کند دوزخ اگر پاک سرشتیم

هر چند ز بی بال و پری خانه نشینیم

چون آهوی وحشت زده در دامن دشتیم

در مشق جنون گر چه سر آمد همه عمر

سطری که توان داد به دستی ننوشتیم

این آن غزل سعدی شیراز که فرمود

خرما نتوان خورد ازین خار که کشتیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام