گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۱۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کو بخت که در میکده با یار نشینم؟

در ماتم غمهای جگر خوار نشینم

مانند حباب از دل می سر بدر آرم

با نغمه به یک پرده و یک تار نشینم

هر مصلحت عقل کم از کوه غمی نیست

کو رطل گرانی که سبکبار نشینم؟

حسن رخ گل چشم به راه نگه ماست

از همت پست است که با خار نشینم

آه این چه حجاب است که از شرم رخ تو

در خانه خود روی به دیوار نشینم

صائب چه کنی منع من از عاشقی و شعر؟

اینها به ازان نیست که بیکار نشینم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام