گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۵۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما همچو آفتاب به هر جا رسیده ایم

هر کوچه ای که هست به عالم دویده ایم

وحشت کنیم ازان که به خلق است آشنا

ما چون غزال، رام زهر خود رمیده ایم

گر خون عرق کنیم چو خورشید دور نیست

باری که آسمان نکشد ما کشیده ایم

چون میوه پخته گشت گرانی برد ز باغ

ما بار نخل چون ثمر نارسیده ایم

دلهای مرده را ز دمی زنده کرده ایم

هر جا که همچو صبح قیامت دمیده ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام