گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نتوان گرفت روزی هم از دهان هم

مرغان نمی کنند غلط آشیان هم

چون پل ز سیل حادثه از جا نمی روند

جمعی که بسته اند میان بر میان هم

ارباب ظلم تقویت یکدگر کنند

این فرقه اند از دل سنگین، فسان هم

در آسیا دو دانه نجوشد به یکدگر

در زیر چرخ نیست دو دل مهربان هم

چشم زمانه سیر نمی گردد از نفاق

تا خلق توتیا نکنند استخوان هم

چندان که در بساط جهان می کنم نظر

جز سنگ و شیشه نیست دو دل مهربان هم

از رنگ چهره راز مرا شرم یار یافت

دانند خوب بسته زبانان زبان هم

در روزگار حسن سلوک تو اهل نظم

صائب شدند از ته دل مهربان هم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام