گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آغاز خط مفارقت از یار می کنم

در نوبهار پشت به گلزار می کنم

حرفی که از لب تو شنیدم چو طوطیان

روزی هزار مرتبه تکرار می کنم

بر دست کار رفته نباشد گرفت و گیر

چون بهله دست در کمر یار می کنم

هرگز به عاشقان نکند چشم نیمخواب

نازی که من به دولت بیدار می کنم

دندان مار را به نمد می توان کشید

چون گل ملایمت به خس و خار می کنم

هر نقش بد که رو دهد، از پاک گوهری

بر خویشتن چو آینه هموار می کنم

آورده ام ز هر دو جهان روی خود به دل

در نقطه سیر گردش پرگار می کنم

سنگین کند زگوش گران بار درد من

صائب به هر که درد خود اظهار می کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام