گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۱۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اول سری به رخنه دیوار می کشم

دیگر به آشیانه خود خار می کشم

سوزن تمام چشم شد از انتظار و من

با ناخن شکسته ز پا خار می کشم

چون زاهدان به مهره گل دل نبسته ام

از سبحه بیش غیرت ز نار می کشم

امسال خنده ام نه چو گل از ته دل است

خمیازه بر شکفتگی پار می کشم

از خار خار تیغ به تن پوست می درد

از خون فزون ز نیشتر آزار می کشم

دارم به هر دو دست دل نازک ترا

از موم گرد آینه دیوار می کشم

در حلقه جنون به چه رو سر درآورم؟

داغم به فرق و منت دستار می کشم

در حلقه جنون به چه رو سر درآورم؟

داغم به فرق و منت دستار می کشم

با شانه دست کرده یکی در شکست من

دست از میان طره طرار می کشم

آیینه ام، به جامه خاکستری خوشم

از بخت سبز زحمت زنگار می کشم

صائب ز کوچه گردی زلف آمدم به تنگ

خود را به گوشه دهن یار می کشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام