گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۰۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم

چشم غبار دیده ام، از توتیا ترم

در آفتابروی قناعت نشسته ام

از سایبان منت بال هما ترم

ای سیل بگذر از سر ویرانیم که من

از نقش پای ریگ روان بی بقا ترم

جرم مرا چو اشک میاور به روی من

کز جبهه تا (به) نقش قدم از حیا ترم

دورم مکن به تهمت بیگانگی که من

از معنی بلند به دل آشنا ترم

حسنش همان به ساغر می جلوه می کند

از اشک تاک اگر چه بسی باصفا ترم

روزی که در پیاله می لاله رنگ نیست

از عندلیب فصل خزان بینوا ترم

هر چند می دهم به غزل داد خسروی

صائب همان ز عرفی شیرین ادا، ترم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام