گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۸۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر چند از گهر صدف آسا لبالبم

نتوان به تیغ ساختن از هم جدا لبم

تا کام من ز شهد خموشی گرفت کام

از یکدگر نشد ز حلاوت جدا لبم

هر چند در لباس شکرخند می زنم

از دل چو پسته زهر نهفته است تا لبم

چون صبح می کشم نفس ساده از جگر

آسوده است از سخن مدعا لبم

انگشت زینهار برآورد از زبان

از بس گزیده شد ز حدیث خطا لبم

مانند تیغ اگر چه به جوهر سرآمدم

صائب به حرف لاف نشد آشنا لبم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام