گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۸۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام

خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام

شد تشنه تر ز باده روشن پیاله ام

خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام

مجنون من به گوش فلک حلقه می کشید

روزی که بود ناف غزالان پیاله ام

هر دانه ای به دام نمی آورد مرا

باشد ز کوه قاف چو عنقا نواله ام

پیر مرا فسرده نسازد چو دیگران

با کهنگی جوان چو می دیر ساله ام،

ز افسردگی اگر می لعلی کنم به جام

چون لاله خون مرده شود در پیاله ام

داغی که بود بر جگر از چشم لیلیم

شد تازه از سیاهی چشم غزاله ام

دیگر عنان دل نتواند نگاه داشت

صائب به گوش هر که رسد آه و ناله ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام