گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۸۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام

دل زنده از محیط برآید شراره ام

خورشید محشرست دل آتشین من

صبح قیامت است گریبان پاره ام

نور نگاه چشم غزالان وحشیم

هم در میان مردم و هم بر کناره ام

آن بیدلم که کشتی طوفان رسیده بود

در طفلی از تپیدن دل گاهواره ام

رطل گران خاک بود نقش پای من

تا از شراب عشق تو مست گذاره ام

تا قامت تو سایه نیفکند بر سرم

روشن نگشت معنی عمر دوباره ام

شد برگ زرد و رنگ نگرداند میوه ام

عمرم تمام گشت و همان نیمکاره ام

چون موج از تردد خاطر درین محیط

صائب یکی شده است میان و کناره ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام