گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۳۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم

عجب که تشنه بمانم، سفال ریحانم

ز اشک شمع به شبگردی اشک من پیش است

ز گریه زمزم صد کعبه شبستانم

چرا عزیز نباشم به دیده ها چون خال

کبوتر حرم آن چه زنخدانم

صدف به آب گهر تا دهن نمی شوید

نمی برد به زبان نام چشم گریانم

همان تلاش نهانخانه وطن دارم

اگر دهد به کف دست جا سلیمانم

به هر که منکر جوش سرشک من باشد

اگر بود پسر نوح، موج طوفانم

گشاده روی به احباب چون گل صبحم

به گرمخونی چون آفتاب تابانم

تلاش میوه جنت نمی کنم صائب

هلاک سیب زنخدان و نار پستانم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام