گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مرا که هست به دل کوه آهن از مردم

سبک چگونه توانم گذشتن از مردم

هزار رنگ گل از خار پای خود چینند

جماعتی که نخواهند سوزن از مردم

به چار موجه رد و قبول تن در ده

ترا که نیست میسر گسستن از مردم

تو آن زمان سر عیار پیشگان باشی

که خویش را بتوانی ربودن از مردم

به چشم بسته گل از خار می توان چیدن

به اعتزال توان طرف بستن از مردم

اگرنه تیرگی آرد طمع چرا سایل

چراغ می طلبد روز روشن از مردم

برآورند سر از جیب آسمان صائب

جماعتی که کشیدند دامن از مردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام