گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۹۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چه غوطه ها که درین بحر پر خطر زده ام

که سر چو رشته برون از دل گهر زده ام

به تر دماغی من نیست لاله ای امروز

که یک دو جام ز خونابه جگر زده ام

به یاد پنجه خونین دلخراشان است

ز بیغمی نبود گر گلی به سر زده ام

به مایه داری مژگان خونفشانم نیست

چو برق بر رگ هر ابر نیشتر زده ام

دهن چگونه گشایم به ابر همچو صدف

که پشت دست به دریای پر گهر زده ام

همان نفس ز شفق کرده اند خون به دلم

اگر ز ساده دلی خنده چون سحر زده ام

به جستجو نتوان آن جهان جان را یافت

وگر نه من دو جهان را به یکدگر زده ام

نکرده است کسی جمع شور و شیرین را

منم که برنمک انگشت نیشکر زده ام

نیم چو سرو ز آزادگان، نمی دانم

که دست خود به چه امید بر کمر زده ام

شده است برق خس و خار هستیم صائب

اگر به سوخته ای خنده چون شرر زده ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام