گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گرد اندوه پذیرد ز طرب سینه ما

سبزی بخت شود زنگ بر آیینه ما

روز تعطیل به عرفانکده مشرب نیست

صبح شنبه خجل است از شب آدینه ما

همچو خورشید بود بر همه عالم روشن

که می کهنه بود همدم دیرینه ما

صرفه از ما نبرد خصم به روبه بازی

ناخن شیر دماند ز جگر کینه ما

صائب از فیض هواداری آن زلف سیاه

نافه مشک بود خرقه پشمینه ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام