گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر چه پیریم تمنای جوانی داریم

نوبهاری به ته برگ خزانی داریم

ما اگر هیچ نداریم درین عبرتگاه

لله الحمد که چشم نگرانی داریم

مست خوابیم اگر مست می ناب نه ایم

عوض رطل گران، خواب گرانی داریم

گر چه هموار نماییم به ظاهر چون ابر

در سفرها نفس برق عنانی داریم

چهره زرد سپند نظر بدبین است

ورنه در پرده دل لاله ستانی داریم

می چریم این که درین دشت به غفلت شب و روز

می توان یافت که ما نیز شبانی داریم

دامن افشان مگذر از در غمخانه ما

که بر آتش دل خونابه چکانی داریم

صائب اظهار غم و شادی خود بی ظرفی است

ورنه ما نیز بهاری و خزانی داریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام