گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۷۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم

پشت دستی به گل چیده و ناچیده زدیم

هر دم از ماتم برگی نتوان آه کشید

چار تکبیر بر این نخل خزان دیده زدیم

حاصل ما ز عزیزان سفر کرده خویش

مشت آبی است که بر آینه دیده زدیم

هدف ناوک دلدوز مکافات شدیم

بر سر خاری اگر پای نفهمیده زدیم

قدم از چشم نمودند سبک رفتاران

ما درین بادیه تن چون ره خوابیده زدیم

خار سیلاب پریشان نظری خواهد شد

بخیه ای کز مژه بر دیده نادیده زدیم

برشکست خزف اکنون دل ما می لرزد

گر چه بر سنگ دوصد گوهر سنجیده زدیم

شد گرانخواب تر از کوشش ما صائب بخت

لگدی چند بر این سبزه خوابیده زدیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام