گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟

در ره سیل چه افتاده زمین گیر شوم؟

خاک در دیده همت نتوان زد، ورنه

می توانم که چو خورشید جهانگیر شوم

چه گذارم ز ریاضیت جگر خود، که مرا

به زر قلب نگیرند گر اکسیر شوم

منت مهد امان می کشم از طالع خویش

اگر از زخم زبان در دهن شیر شوم

پیش دریا چه ضرورست کنم گردن کج؟

من که قانع به دمی آب چو شمشیر شوم

چون کمان گوشه گر از خلق کنم معذورم

چند از انگشت اشارت هدف تیر شوم؟

تو به صد آینه از دیدن خود سیرنه ای

من به یک چشم ز دیدار تو چون سیر شوم؟

می کند عشق جوانمرد تلافی صائب

چون زلیخا ز غم عشق اگر پیر شوم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آرمان نوشته:

بیت سوم ” چه گدازم ز ریاضت”

کانال رسمی گنجور در تلگرام