گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۳۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم

بوسه ای توشه راه از تو گدایی دارم

در و دیوار به نومیدی من می گرید

کز سر زلف تو انداز رهایی دارم

نیست غیر از نفس سوخته و دست تهی

آنچه حاصل من ازین عقده گشایی دارم

چشم بد دور ز رخسار تو ای باد صبا

که ز احسان تو صد جان فدایی دارم

به لباس زر خورشید مبدل نکنم

سر و پایی که من از بی سر و پایی دارم

به سفر می روم از شهر صفاهان صائب

همتی از دل احباب گدایی دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام