گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۳۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جگری سوخته چون لاله ایمن دارم

چون نسوزم، که سر داغ به دامن دارم

غوطه در زنگ زد از سیر چمن آینه ام

چشم امید به خاکستر گلخن دارم

من که هر آبله ام مرکز سرگردانی است

به که چون غنچه گل، پای به دامن دارم

تشنه چشمه خورشید بود شبنم من

چشم ازین خانه دربسته به روزن دارم

لاغری صید زبون از زره داودی است

چشم بد دور ازین جامه که برتن دارم

صائب از شعله آواز که چشمش مرساد

منت گرمی هنگامه به گلشن دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام