گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم

مردم از بس که پی آتش سودا رفتم

منم آن سیل که صد بار شدم زیر و زبر

تا از این وادی خونخوار به دریا رفتم

سرمه گردید نفس در جگر سوخته ام

تا به کنه دل خود همچو سویدا رفتم

می زدم جوش طرب در دل خم چون می ناب

به چه تقصیر به پیمانه و مینا رفتم؟

عرق سعی به مقصود رسانید مرا

بر بساط گهر از آبله پا رفتم

این زمان راه به پای دگران می سپرم

من که صد بادیه را سلسله بر پا رفتم

(جلوه گل نزند راه تماشای مرا

من که از کار ز حسن چمن آرا رفتم)

(درد عشق است خداداد، و گر نه صد بار

من بیچاره به دریوزه دلها رفتم)

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام