گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۰۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من که از وسعت مشرب به فلک ساخته ام

پیش خوی تو مکرر سپر انداخته ام

روی بر تافتن از من ز مسلمانی نیست

مه که ابروی ترا قبله خود ساخته ام

برگ سبزی به من از سرو تو هرگز نرسید

گر چه سر حلقه عشاق تو چون فاخته ام

نفس گرم ازین بیش چه تاثیر کند؟

جامه سرو ترا فاخته ای ساخته ام

تکمه چاک گریبان خجالت مپسند

این سری را که به امید تو افراخته ام

حسن را هیچ مبصر نشناسد چون من

که چو یعقوب درین کار نظر باخته ام

گرگ در پیرهنم جلوه یوسف دارد

تا ز زنگار خودی آینه پرداخته ام

فارغ از خلدم و آسوده از دوزخ صائب

من که با سوختن از هر دو جهان ساخته ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آرمان نوشته:

بیت آخر”آسوده ز دوزخ “

کانال رسمی گنجور در تلگرام