گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۹۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل پر خون از آن زلف شکار انداز می خواهم

چه گستاخم که خون کبک از شهباز می خواهم

چو شبنم شسته ام دست امید از دامن گلشن

ز خورشید بلند اختر پر پرواز می خواهم

ز گردون بد اختر کام جویم، ساده لوحی بین

که من خط نجات از سینه ء شهباز می خواهم

دماغی از چراغ تنگدستان تیره تر دارم

میی خونگرم تر از شعله ء آواز می خواهم

چو زلف چنگ چون در دامن مطرب نیاویزم؟

کمند عشرت رم کرده را از ساز می خواهم

ندارد قوت برخاستن از جا سپند من

ز روی گرم آتش شهپر پرواز می خواهم

در آن مجلس که نبود روی گرمی، پای نگذارم

سپندم، از حریر شعله پای انداز می خواهم

ز زلفش سازگاری چشم دارم صائب از خامی

ثمر از شاخسار چنگل شهباز می خواهم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام