گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۷۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم

که چون خورشید تابان من به یک پیمانه سرگرمم

به یک آتش چو داغ لاله می سوزم درین گلشن

نه هر شمعی تواند کرد چون پروانه سرگرمم

شود از سنگباران ملامت تر دماغ من

ازین رطل گران چون مردم دیوانه سرگرمم

نظر چون مردم بالغ نظر بر نو خطان دارم

درین مکتب نسازد ابجد طفلانه سرگرمم

نگیرد پیش راه عزم من گردون کم فرصت

به هر کاری که سازد همت مردانه سرگرمم

زآبادی شود وحشت فزون جانهای وحشی را

از آن پیوسته در تعمیر این ویرانه سرگرمم

مرا دلگرمی صیاد دارد در قفس صائب

نه آن مرغم که سازد حرص آب و دانه سرگرممم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام