گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۳۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نمی دانم چه نسبت با نسیم پیرهن دارم

که هم در مصرم و هم در جای بیت الحزن دارم

غبارآلود کرد آیینه صبح قیامت را

که دارد این زبان شکوه پردازی که من دارم

چه غم دارم اگر من دو عالم روی گرداند

سخن رو در من آورده است و من رو در سخن دارم

نه خارم کز وجود من گلستان ننگ بار آرد

عقیق نامدارم حق شهرت بر یمن دارم

عجب دارم به حرف و صوت از من دست بردارد

جهان آیینه و من طوطی شکر شکن دارم

چرا از سایه خود چون غزال از شیر نگریزم

گمان مشک در خود همچو آهوی ختن دارم

مزن دامن به شمع فطرت والای من صائب

که حق گرمی هنگامه بر نه انجمن دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام