گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز خوی نازک آن سیمبر چندان حذر دارم

که یاد سر کند دستی که با او در کمر دارم

چو خواهد گشت آخر بیستون لوح مزار من

چه حاصل زین که چون فرهاد دستی در هنر دارم

ز دست کوته من هیچ خدمت برنمی آید

مگر دستی به آیین دعا از دور بردارم

تو تا رفتی ز پیش چشم، از دل محو می گردد

اگر صد نسخه از روی تو چون آیینه بردارم

نظر برداشت شبنم در هوای آفتاب از گل

به امید که من از عارض او چشم بردارم

دل از مهر خموشی برنمی دارد زبان من

وگر نه تیغها پوشیده در زیر سپر دارم

جهانی می دهند از دیدن من آب، چشم خود

اگر چه قطره آبی ز قسمت چون گهر دارم

نمی سازم حجاب پای، چون طاوس بال خود

که من بر عیب خود بیش از هنر صائب نظر دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام