گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گریه بسیار بود نو به وجود آمده را

خاک زندان بود از چرخ فرود آمده را

نیست چون ماتمیان کار به جز گریه و آه

به سراپرده این چرخ کبود آمده را

حاصلی نیست به جز شستن دست از هستی

خواب، در رهگذر سیل فرود آمده را

چون برآید ز گریبان سر خجلت فردا

پیش درگاه لئیمان به سجود آمده را؟

ساحلی نیست به جز دامن صحرای عدم

خس و خاشاک به دریای وجود آمده را

نیست جز وحشت ازین عالم پرشور نصیب

جان از غیب به صحرای شهود آمده را

لازم ذات بود سرکشی و مغروری

همچو ابلیس ز آتش به وجود آمده را

نیست یک چشم زدن بیش حیاتش چو شرر

صائب از پرده برون بهر نمود آمده را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام