گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شبی صدبار برگرد دل افکار می گردم

به بوی یوسفی برگرد این بازار می گردم

چنان افتاده از پرگار طاقت نقطه جانم

که بر گرد سر هر نقطه چون پرگار می گردم

خدا این طفل را ببخشد خواب آسایش

شبی صد بار از فریاد دل بیدار می گردم

کباب نسر طایر می کند خون گریه از شوقم

من ناکس چو کرکس در پی مردار می گردم

ز بوی گلشن فردوس پهلو می کنم خالی

سبکروحم هوا تا خورده ام بیمار می گردم

اگر چه نقش دیوارم به ظاهر در گرانخوابی

اگر رنگ از رخ گل می پرد بیدار می گردم

چنان سرشار افتاده است صائب خارخار من

که برگرد سرخار سر دیوار می گردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام