گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پریشان چند در وحشت سرای آب و گل کردم

دل از دنبال من گردد من از دنبال دل گردم

به تعمیر تن خاکی دل من بر نمی آید

کدامین رخنه را معمار ازین یک مشت گل کردم

عجب دارم گذارد آه عالمسوز من فردا

که از تردامنی در حلقه پاکان خجل کردم

نخواهد نقطه ای از نامه اعمال من ماندن

به این عنوان اگر از روسیاهی منفعل گردم

من و گردن فرازی برامید خونبها حاشا

گوارا نیستم برتیغ اگر خون بحل گردم

توان تا زیر پا شد خاک آن سرو خرامان را

چرا چون قمریان برگرد سر و پابه گل کردم

فریب وعده او گر چه صائب بارها خوردم

همان خوشوقت از پیمان آن پیمان گسل کردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام