گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۱۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در سماع بیخودی چون دست بالامی کنم

کوچه ها در رود نیل چرخ پیدا می کنم

با سویدای دل ازسیر فلکها فارغم

گردش پرگار در مرکز تماشا می کنم

طور را گستاخی موسی بیابان مرگ کرد

من همان از سادگی عرض تمنا می کنم

بیخودی مرهم به داغ تنگدستی می نهد

هر دو عالم را به یک پیمانه سودامی کنم

بادبان کشتی می می کنم سجاده را

با پریرویان مشرب سیر دریا می کنم

دامن اکسیر خرسندی به دست آورده ام

زهر اگر ریزند در جامم گوارا می کنم

مردم از مینا به ساغر باده می ریزد و من

از تنک ظرفی می از ساغر به مینا می کنم

تا به کی صائب عنانداری کنم سیلاب را

دست برمی دارم از دل رو به صحرا می کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام