گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تنگدستی راست سازد نفس کج رفتار را

پیچ و تاب از وسعت ره می فزاید مار را

یک جو از دل درد دیدن های رسمی برنداشت

پرسش ظاهر گرانتر می کند بیمار را

از سر خوان تهی سرپوش یک جانب کند

هر سبک مغزی که بر سر کج نهد دستار را

از نصیحت کج نهادان برنگردند از کجی

راست نتوان کرد چون مایل شود، دیوار را

در عذابم بس که چون آیینه از نادیدنی

آیه رحمت شمارم سبزه زنگار را

کرد یکسر را ادا در روزگار بخت ما

بود هر خواب قضایی دولت بیدار را

بوی گل در عذرخواهی از چمن بیرون دوید

باغبان گر بست بر رویم در گلزار را

کرد از داغ عزیزان سینه ات را لاله زار

دوست می داری همان این عالم غدار را

از صدف صد تشنه لب را سر به جانش می دهد

بحر اگر سیراب سازد ابر گوهربار را

آب کوثر جلوه موج سرابی بیش نیست

در بیابان قیامت تشنه دیدار را

بر قرار دل بود صائب مدار دور عیش

نیست غیر از نقطه دل مرکز این پرگار را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام