گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می کند گرم طلب شعله آواز مرا

می شود زمزمه بال و پر پرواز مرا

سرمه خامشی من بود از تنهایی

می شود ناله دو بالا ز هم آواز مرا

آنقدر تنگدل از نقش پر و بال خودم

که مه عید بود چنگل شهباز مرا

می کند مست مرا ناله مرغان چمن

بود از نغمه رنگین می شیراز مرا

منم آن دایره بی سر و پا چون گردون

که خبر نیست ز انجام و ز آغاز مرا

نتراود ز لبم چون لب پیمانه سخن

نشود بی خبری پرده در راز مرا

بار منت به دل روشن شمع است گران

بیشتر دست حمایت گزد از گاز مرا

زده ام مهر خموشی به لب خود صائب

نیست پروا ز سخن چینی غماز مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام