گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۴۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می زدم بر قلب هجران گرجگر می داشتم

دست بر دل می نهادم دل اگر می داشتم

می توانستم رگ خواب حریفان را گرفت

گر زبان آهنین چون نیشتری می داشتم

گوهر شهوار عبرت گر نمی آمد به دست

از بساط آفرینش من چه برمی داشتم

حلقه بیرون در هرگز نمی شد چشم من

در حریم وصل اگر پاس نظر می داشتم

گر نمی افشرد ذوق گریه مژگان مرا

این زمان دریایی از خون جگر می داشتم

می توانستم درین میخانه خواب امن کرد

چون سبوازدست خود بالین اگر می داشتم

می گرفتم گر عنان آفتاب از روی صدق

همچو ماه نور رکاب از سیم وزر می داشتم

تهمت عجزست سد راه صائب ورنه من

از ره دشمن به مژگان خاربر می داشتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام