گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از گلستان نشود غنچه دل باز مرا

پنجه سرو بود چنگل شهباز مرا

می توان ناله شنید از کف خاکستر من

نشود سوختگی سرمه آواز مرا

پرده ساز شود نه فلک از ناله من

ندهد سرمه گر آن چشم فسونساز مرا

زحمت آینه من مده ای روشنگر

دل سیه می شود از منت پرداز مرا

آخرالامر عنانداری من خواهد کرد

شهسواری که عنان داد ز آغاز مرا

دفتر بال و پرش طعمه مقراض شود

آن که افکند ز سر رشته پرواز مرا

صبر چندان که در خانه به رویم بندد

کشش دل کشد از خانه برون باز مرا

گوش بر بانگ هم آواز ندارم صائب

بس بود ز اهل سخن خامه هم آواز مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام