گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

برسانید به خاک قدم یار مرا

که رسانید به جان این دل بیمار مرا

وقت نازک تر ازان موی میان گردیده است

می کنی رحمی اگر بر دل افگار مرا

زخمی غیرت خارم، ز چمن بیزارم

می گزد خنده گل بیشتر از خارمرا

عقده در کار من از غنچه دهان دگرست

ناخن گل نگشاید گره از کار مرا

شکوه از کوتهی بخت، گل بی دردی است

می رسد نیش ز خار سر دیوار مرا

گوهر قدر خود و قیمت من می شکنی

مبر ای چرخ فرومایه به بازار مرا

به سلم خاک مرا پیر مغان خشت زده است

که برون می برد از خانه خمار مرا؟

آنقدر صائب از اوضاع جهان دلگیرم

که غم از دل نبرد خنده دلدار مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام