گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ناله من می زند ناخن به دل ناهید را

گریه من تازه رو دارد گل خورشید را

خط آزادی است از اهل طمع، بی حاصلی

عقده پیوند در دل نیست سرو و بید را

نام شاهان از اثر در دور می باشد مدام

جام می دارد بلند، آوازه جمشید را

کوکب اقبال و دولت شوخ چشم افتاده است

مشرق دیگر بود هر صبحدم خورشید را

دوربینی کز مآل شادمانی آگه است

تیغ زهرآلود می داند هلال عید را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام