گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۹۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این منم در دست زلف یار را پیچیده ام

در سخن آن شکرین گفتار را پیچیده ام

تن به خوی آتشین لاله رویان داده ام

در حریر شعله این طومار را پیچیده ام

سر اگر خواهند ازمن بی تامل می دهم

بهر وا کردن من این دستار را پیچیده ام

عاجزم در باز کردنهای آن بند قبا

من که قفل صد در گلزار را پیچیده ام

چون نفس صائب نیاید سرمه آلود از جگر

کم عنان آه آتشبار را پیچیده ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام