گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۷۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز خلوت برنمی آیی چه حاصل

به چشم تر نمی آیی چه حاصل

ندارد حسن منظر بهتر از چشم

به این منظر نمی آیی چه حاصل

سرآمد زندگانی و تو بیرحم

مرا بر سر نمی آیی چه حاصل

تو چون قمری مرا ای سرو آزاد

به زیر پر نمی آیی چه حاصل

می نابی ولی از خلوت خم

چو در ساغر نمی آیی چه حاصل

ز آغوش صدف از شرم بیرون

تو چون گوهر نمی آیی چه حاصل

ز پیوندست هر نخلی برومند

به عاشق درنمی آیی چه حاصل

به صد مینای می از پرده شرم

تو ظالم برنمی آیی چه حاصل

گرفتم با تو عالم برنیاید

تو با خود برنمی آیی چه حاصل

برون از تخته بند جسم چون تیغ

تو بیجوهر نمی آیی چه حاصل

گرفتم عمر صائب باز گردید

تو چون کافر نمی آیی چه حاصل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام