گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۶۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل

بلبل چگونه اب نشد از حجاب گل

حاجت به سر گشودن مینای غنچه نیست

ما را بس است دیدن رنگ شراب گل

بلبل ز زخم خار به فریاد آمده است

آه آن زمان که تیغ کشد آفتاب گل

در خار غوطه می زنم و خنده می کنم

بلبل نیم که ناله کنم در رکاب گل

از باغ چون نسیم تهیدست می روم

با آن که چشم باختم از انتخاب گل

بلبل به خواب مستی و طفل نسیم شوخ

از یکدگر چگونه نریزد کتاب گل

عاشق زبوی سوختگی تازه می شود

اینجا گل چراغ بود در حساب گل

تا آمده است بلبل ما در حریم باغ

خمیازه می کشد به دریدن نقاب گل

صائب جواب آن غزل این که گفته اند

بلبل ز جام لاله ننوشد شراب گل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام