گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر شود زنی بوریا شکر حاصل

شود ز خامه بی مغز هم ثمر حاصل

اگر چه بر سر خوان محیط مهمان است

صدف به کد یمین می کند گهر حاصل

به سالها نشود آنچه حاصل از خلوت

ز پیر میکده گردد به یک نظر حاصل

سفید ساز نظر تابه مدعا برسی

که بی شکوفه نمی گردد این ثمر حاصل

کند جلای وطن عالمی اگر گویم

مرا چه تجربه ها گشت از سفر حاصل

توان ز سختی ایام سرخ رویی یافت

که لعل می شود از کوه واز کمر حاصل

ببند لب ز طمع تا ترا دهند از غیب

گشایشی که نگردد ز هیچ در حاصل

بپوش دیده ز خورشید طلعتان که مرا

نشد ز دیدنشان غیر چشم تر حاصل

بجز ندامت و افسوس و حسرت بسیار

نگشت صائب ازین عمر مختصر حاصل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام