گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جلوه های مختلف دارد شراب لاله رنگ

آب، جوهر می شود درتیغ و در آیینه زنگ

خشم دل را غوطه درزنگ قساوت می دهد

برنمی خیزد سیاهی از سر داغ پلنگ

راست ناید صحبت پیرو جوان بایکدگر

پربرون آرد درآغوش کمان تیر خدنگ

اندکی دارد خبر از حال دل دربند زلف

هر مسلمانی که افتاده است در قید فرنگ

داغ می رویاند از دل خالهای عنبرین

میکشد درخون نگه را چهره های لاله رنگ

یک سر مو در اطاعت گرچه کوتاهی نکرد

با دل من زلف او دارد همان صد حلقه جنگ

این هما از بیضه فولاد می آید برون

دامن دولت به آسانی نمی آید به چنگ

نیست حرف سخت برخاطر گران آن را که زد

شیشه ناموس را بر سنگ صائب بی درنگ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام