گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۰۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نه شبنم است چمن را به روی آتشناک

عرق زروی تو کرده است گل به دامن پاک

چنین که از شب هستی دماغ من تیره است

به چشم آینه ام صیقل است تیغ هلاک

تو از فشاندن تخم امید دست مدار

که در کرم نکند ابرنوبهار امساک

به آفتاب ازین راه صبحدم پی برد

قدم برون منه از شاهراه سینه چاک

فروغ آینه جام جم به گرد رود

ز گرد کینه اگر سینه تو گردد پاک

تو فکر نامه خود کن می پرستان را

سیاه نامه نخواهد گذاشت گریه تاک

به چشم همت ما سر گذشتگان صائب

یکی است طوق گریبان و حلقه فتراک

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام