گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۰۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک

می شود افزون غبار خاطر از مکتوب خشک

در بهار خط که گلریزان ابر رحمت است

تر نشد کام امید من ازان محبوب خشک

گر زخوبان حاصل عاشق همین دیدن بود

نیست فرق از صورت دیوار تا مطلوب خشک

دود ازکنعان برآمد، بوی پیراهن کجاست؟

تاشود چون نرگس تر، دیده یعقوب خشک

تا نهال قامت شاداب اورادیده اند

سرو می آید به چشم قمریان چون چوب خشک

زاهدان تیغ زبان برخاکساران می کشند

در زمین نرم طوفان می کند جاروب خشک

از خطش صائب امید چرب نرمی داشتم

عاقبت سوهان روح من شد آن مکتوب خشک

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام