گنجور

غزل شمارهٔ ۵۱۳۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع

به خاک پای قناعت ز توتیا قانع

ازان شده است به چشم جهانیان شیرین

که ازلباس، شکر شد به بوریا قانع

زمال خویش به احسان تمتعی بردار

مشو ز گنج به نامی چو اژدها قانع

به دامن عرق انفعال دست زنید

به عذر خشک مگردید از خطا قانع

همیشه راه به آب بقا نمی افتد

مشو به دیدن ازان لعل جانفزا قانع

خطر زچشم بد چه ندارد آن رهرو

که شد به راستی خویش از عصا قانع

(نظر به عاقبت کارکن قدم بردار

مشو ز دیده بینا به پیش پا قانع)

ز لاله زار شهادت گلی بچین صائب

به بوی خون مشو ازخاک کربلا قانع

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام