گنجور

غزل شمارهٔ ۵۱۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از کفر توان رستن ای یار به آمیزش

سجاده تواند شد زنار به آمیزش

سیلاب شود قطره انگور شود باده

تا فرد روان آرند اقراربه آمیزش

نتوان گره دل را واکرد به یک ناخن

بسته است درین عالم هرکار به آمیزش

ماننده دوناخن بس عقده که بگشایند

چون دست یکی سازنددویاربه آمیزش

درساز به همجنسان زنهار که می گردد

چون حبل متین محکم یک تار به آمیزش

مقصود زآمیزش ،آمیزش روحانی است

آمیزش ظاهر را مشمار به آمیزش

درگوشه تنهایی هموار نمی گردد

هرکس که نشد صائب هموار به آمیزش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام