گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۷۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از صحبت افسرده روانان به حذر باش

جویای جگر سوختگان همچو شرر باش

بی درد و غم عشق، گرامی نشوددل

از گرد یتیمی پی تعمیر گهر باش

چون سیل به ویرانه نهد گهر روی

جمعیت اگر می طلبی زیر وزیرباش

هموار کن از تاب زدن رشته خودرا

شیرازه جمعیت صد عقد گهر باش

چون لاله درین انجمن از نعمت الوان

قانع به دل سوخته و لخت جگر باش

این نکته سربسته به هشیار نگویند

دربیخبری گوش برآواز خبر باش

بی آب محال است شود دایره آهنگ

در دایره ماتمیان دیده تر باش

در دیده من رقعه ای از عالم بالاست

هر برگ خزان دیده که در فکر سفر باش

صائب مکن از سختی ایام شکایت

چون کبک سبکروح درین کوه و کمر باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام