گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۶۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش

آسوده از کشاکش خلقم ز زور خویش

از آفتاب اگر به سرم تاج زر نهند

سر درنیاورم به فلک ازغرور خویش

چون کرم شبچراغ،زراندودآتشم

مستغنی ازستاره و ماهم زنورخویش

حیرات مرا به عالم وحدت کشیده است

نتوان زمن گرفت به کثرت حضور خویش

سیلاب با تلاطم دریا چه می کند؟

پروای شور حشر ندارم ز شور خویش

نه تاب وصل دارد و نه طاقت فراق

درمانده ام به دست دل ناصبور خویش

صائب مرا به عالم بالا دلیل شد

در زیر بار منتم از فکر دور خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام